ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱/۱٤  کلمات کلیدی:

Ibrahim tatlises

ابراهیم تاتلیسس

Yetish ya mohammad yetish ya ali

به فریادمان برس یا محمد(ص) ، به فریادمان برس یا علی (ع)

 

Insani insandan ayiriolar

انسانها را از همدیگر جدا می دانند

Bu sizden bu bizden kayiriolar

این از شما و این از مادرست می کنند

Dort kitap ne diyor anamiyorlar

چهار کتاب(مقدس ) چه گفته نمی فهمند

Ortalik karishdi dozen puzuldu

اوضاع بهم ریختو ساخته ها خراب شد

Yetish ya mohammad yetish ya ali

به فریادمان برس یا محمد(ص) ، به فریادمان برس یا علی (ع)

 

Yulumuz dushtu haji baktasha

راهمان به حاجی بکتاش افتاد ( از عرفای ترکیه )

Ghaderde olan gelirmish basha

هرچه تقدیر ماست بر سرمان می آید

Jan dush man olmush ghardeshghardasha

برادر دشمن خونی برادر شده است

Yetish ya mohammad yetish ya ali

به فریادمان برس یا محمد(ص) ، به فریادمان برس یا علی (ع)

 

Jan dush man olmush bajighardasha

خواهر دشمن خونی برادر شده است

 

Yetish ya mohammad yetish ya ali

به فریادمان برس یا محمد(ص) ، به فریادمان برس یا علی (ع)

 

Ana babaya sayghi ghalmamish

احترام به والدین از بین رفته است

Insanlik elinden nesib almamish

از دست انسانیت هیچ نصیبی نبرده اند

Her sheyi var amma guzu duymamish

همه چیز دارند اما چشمانشان هنوز پر نشده است

Bichare insanlar nefsine vuymush

انسانهای بیچاره اسیر نفس خویشند

Yetish ya mohammad yetish ya ali

 به فریادمان برس یا محمد(ص) ، به فریادمان برس یا علی (ع)

 

Yulumuz dushtu haji baktasha

راهمان به حاجی بکتاش افتاد

Ghaderde olan gelirmish basha

هرچه تقدیر ماست بر سرمان می آید

Jan dush man olmush ghardeshghardasha

برادر دشمن خونی برادر شده است

Yetish ya mohammad yetish ya ali

به فریادمان برس یا محمد(ص) ، به فریادمان برس یا علی (ع)

Oyle bir dunya ki ghiran ghirana

در این دنیایی که همه اش قتل و کشتار است

Dushenin sirtindan vuran vurana

هرکسی از پای بیافتد لگد مالش می کنند

Ashk olsun gerchekten bir dust bulana

آفرین بر کسی که دوستی پیدا کند

Insanlik yarali jan pazarenda

در بازار عرضه جان، انسانیت لطمه خورده است

Yetish ya mohammad yetish ya ali

به فریادمان برس یا محمد(ص) ، به فریادمان برس یا علی (ع)

 

 

 


 
 
ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱/۱٤  کلمات کلیدی:

و اینجا

یادی می کنم از دوستان عزیزم آیت الله نجفی و پرویز بهرامی

با یه شعر زیبا از استاد شهریار(البته فکر می کنم )که آقای نجفی اونو در شب قدر سال 1380 برام نوشت که منم اول متن اونو بعد برگردونش به فارسی رو براتون می نویسم

 

اما اول متن شعر

 

یارین بویون قوجاخلادیم یار آغلادی من آغلادیم  

ییقیشدی قونشولار بوتون جار آغلادی من آغلادیم

طارم دا نار آغاشلاری منی گوروب دانیشدیلار

بویومو زیتون اوخشادی نار آغلادی من آغلادیم

سوزلریمی دیدیم تارا ، سیملر اولدی پارا پارا

یواش یواش سیزیلادی تار آغلادی من آغلادیم

باشیندا قارلی داغلارا دانیشدیم آیریلیق سوزون

بیر آه چکیب باشیندا کی قار آغلادی من آغلادیم

دیدیم کی حق منیم کی ده باشیمی چکدیلر دارا

طنف کسنده بوینومو دار آغلادی من آغلادیم

یاریم گلدی بالا بالا ایستدی جانیمی آلا

یارجانیمی آلا آلا یار آغلادی من آغلادیم

 

و ترجمه اش

 

 

یارم را در اغوش گرفتم و یار گریه کرد و من گریه کردم

همه همسایه ها جمع شدند و جار گریه کرد و من گریه کردم

درختان انار طارم مرا دیده و لب به سخن گشودند

زیتون برایم مویه کرد و انار گریه کرد و من گریه کردم

حرفهایم را به تارم گفتم ، سیمهایش را پاره پاره کرد

یواش یواش آهی کشیدوتار گریه کرد و من گریه کردم

با قله های پر برف کوهها صحبت از جدایی کردم

آهی کشید و برف سر کوه ،گریه کرد و من گریه کردم

گفتم که حق با من است سرم را بهدار کشیدند

هنگامی که طناب گردنم را می برید دارگریه کرد و من گریه کردم

یارم به آرامی آمد ، آمد تا جانم را بگیرد

و هنگامی که جانم را می گرفت، یار گریه کرد و من گریه کردم

 


 
 
ساعت ٤:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱/۱٠  کلمات کلیدی:

جهت ترجمه آهنگهای ترکی که دوست داريد با ما تماس بگيريد


 
 
ساعت ۳:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱/۱٠  کلمات کلیدی:

·Emrah

امراه

·Belalim Benim

بلای جان من

Yoluna cikmaya cesaretin yok
جرات به آمدن سر راهت را ندارم 
erhalim yolunda döndür beni
شرم مرا از راه تو بر می گرداند
söyle bir bakmaya cesaretin yok
جرات یک لحظه نگاه کردن تو را ندارم 
yüzgari alemsiz söndür beni.
روزگار بی وفا مرا می شکند 
Nasil etsem bir yolu bulamiyooorum
چکار کنم راهی برای رسیدن بهتو پیدا نمی کنم 
seni bir basakasindan sanamiyooorum
سراغ تو را از دیگری نمی توانم بگیرم 
ne yapsan icimden atamiyooorum
چه بکنمتو را از قلبم نمی توانمبیرون برانم 
askinin hasreti öldüür beni.
حسرت عشق تو مرا می کشد
Belalim benim belalim benim
بلای جان من 
ah bu gönlüme elalim benim.
آه ای مرحم قلب زخمی من 
Unutamam derdim´de ( derdim´de )günahlarin´dan 
günahilarinoyununa hebalim benim.
دردم را نمی توانم فراموش کنم و گناههایم را 
ای کسی که گناههای من به گردن توست
Belalim benim belalim benim
بلای جان منبلای جان من 
ah bu gönlüme elalim benim.
آه ای مرحم قلب زخمی من 
Unutamam derdim´de ( derdim´de ) 
günahlarin´dan günahilarinoyununa hebalim benim.
دردم را نمی توانم فراموش کنم و گناههایم را 
ای کسی که گناههای من به گردن توست

 

 


 
 
ساعت ۳:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱/۱٠  کلمات کلیدی:

Emrah

امراه

Söylemek Kolay

حرف زدن چه آسان است

NASIL SEVIYORUM BIR BILSEN SENI
چه طور دوستت داشته باشم تا تو بدانی
 
HAYDI GEL YENIDEN TUT ELLERIMI
باز هم بیا و دستانم را بگیر
 
KALBIMDE YASAYAN BITMEZ SEVGILIM
درقلب من عشق تو از بین نمی رود
 
UNUTURSUN DIYE SÖYLEMEK KOLAY
فراموش کرده ای که می گفتی حرف زدن چه آسان است
 
SILINIR DIYORLAR EN ACI HISLER
حسهای بد بگو که از بین بروند
 
BITERMIS KISLARIM GELIRMIS YAZLAR
و زمستان من به اتمام رسیده و بهار می آید
 
 
BILMEZLER SU GÖNLÜM DERINDEN SIZLAR
نمی دانند که من از اعماق وجودم می سوزم
 
 
UNUTURSUN DIYE SÖYLEMEK KOLAY
 
فراموش کرده ای که می گفتی حرف زدن چه آسان است
 
 
SÖYLEMEK KOLAY SÖYLEMEK KOLAY
حرف زدن چه آسان است
 
SÖYLEMEK KOLAY SÖYLEMEK KOLAY
حرف زدن چه آسان است
 
 
GÖZLERIM BENZIYOR ASKIM BIR SENE
چشمان عاشق من منتظر توست
 
VAZGECMEM SENDEN SENDEN KAC KERE
از تو دست نمی کشم و بجز تو کس دیگری را نمی خواهم
 
SONUNDA ANLADIM CABAM BOS YERE
و در پایان فهمیدم که آرزوهای بیهوده ای داشته ام
 
UNUTURSUN DIYE SÖYLEMEK KOLAY
فراموش کرده ای که می گفتی حرف زدن چه آسان است
 
SILINIR DIYORLAR EN ACI HISLER
حسهای بد بگو که از بین بروند
 
BITERMIS KISLARIM GELIRMIS YAZLAR
و زمستان من به اتمام رسیده و بهار می آید
 
BILMEZLER SU GÖNLÜM DERINDEN SIZLAR
نمی دانند که من از اعماق وجودم می سوزم
 
UNUTURSUN DIYE SÖYLEMEK KOLAY
فراموش کرده ای که می گفتی حرف زدن چه آسان است
 
SÖYLEMEK KOLAY SÖYLEMEK KOLAY
حرف زدن چه آسان است
 
SÖYLEMEK KOLAY SÖYLEMEK KOLAY
 
حرف زدن چه آسان است
 

 

 


 
 
ساعت ۳:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱/۱٠  کلمات کلیدی:
با سلام
اخيرا يه سی دی تهيه کردم که تو اون حدود ۱۲ تا آهنگ از ماهسون و چندتا آهنگ ديگه از ديگر خواننده ها به صورت کليپ تصويری همراه با ترجمه همزمان به فارسی به صورت زير نويس نمايش داده می شه
به نظر خودم کار بدی نيست اگه دوست دارين اين سی دی رو داشته باشين با من تماس بگيريد ( تو بخش نظرات هم نظر بدين بد نيست )

 
 
ساعت ٦:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱/٢  کلمات کلیدی:

Sayghimda

Mahsun kirmizigul

 

Dunyaya yenidenbir daha gelseydim

Bir degil bin dafa seni severdim

Yulumuz ayrildi

Seni ozledim

Ne ghoghalar ettik sustom ghaldim

Sayghimda

Bashim eydim ghonushmadim

Hersimda

duvarlara yumrukh atdim

ashghimda

yuragime dash basdim

sevgimde

sevgimde

Bashim eydim ghonushmadim

Ofkemde

duvarlara yumrukh atdim

derdimde

ishdim ishdim aghladim

sevgimde

sen benim guk yuzum

ben basdighin tuprakh

ben sana majburum ben sana tutsakh

sen benim urenim

ben ichinde ghachakh

ne yakisan bana

sustum ghaldim

‏2006‏/03‏/13‏ 02:19 ب.ظ

اگر یکبار دیگر به دنیا می آمدم

یکبار که نه هزاران بار دیگر عاشقت می شدم

راهمان از هم جدا شد

و من انتظارت را کشیدم

چه غوغا ها کردیم ولی اکنون ساکت مانده ام

از احساسم

سرم را بین زانوانم گرفتم

و از شدت عصبانیت

مشتم را به دیوار کوبیدم

و از عشقم

به قلبم سنگی را فشردم

از محبت

و از محبتم

سرم را بین زانوانم گرفتم

واز شدت نفرت

سرم را بین زانوانم گرفتم

و از شدت درد

نوشیدم و گریه کردم

از محبتم

تو چهره آسمانی من هستی

و من خاک زیر پای تو

من به تو مجبورم ، من به تو گرفتار

تو معلم من هستی

و من شاگرد فراری تو

چه آموختی به من

که اینچنین ساکت مانده ام

 

 


 
 
ساعت ٦:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱/٢  کلمات کلیدی:

سلام خدمت همه دوستان عزيز

اين وبلاگ برای ترجمه آهنگهای ترکی مورد علاقه شما راه اندازی شده

هر آهنگی رو که دوست داريد ترجمه اش رو بدونيد با ما تماس بگيريد براتون ترجمه می کنیم بعضی از آهنگهارو هم خودم به دلخواه هر از چند گاهی ترجمه خواهم کرد